تالار گفتگو
دلنوشته ها...

هوشنگ ابتهاج (سايه)

برسان باده که غم روی نمود ای ساقی

 

برسان باده که غم روی نمود ای ساقی
این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی

حالیا عکس دل ما است در آیینه‌ی جام
تا چه رنگ آورد این چرخ کبود ای ساقی

دیدی آن یار که بستیم صد امید در او
چون به خون دل ما دست گشود ای ساقی

تیره شد آتش یزدانی ما از دم دیو
گرچه در چشم خود انداخته دود ای ساقی

تشنه ی خون زمین است فلک، واین مه نو
کهنه داسی است که بس کشته درود ای ساقی

منتی نیست اگر روز و شبی بیشم داد
چه ازو کاست و بر من چه فزود ای ساقی

بس که شستیم به خوناب جگر جامه ی جان
نه از او تار به جا ماند و نه پود ای ساقی

حق به دست دل من بود که در معبد عشق
سر به غیر تو نیاورد فرود ای ساقی

این لب و جام پی گردش می ساخته اند
ورنه بی می و لب جام چه سود ای ساقی

در فروبند که چون «سایه» در این خلوت غم
با کسم نیست سر گفت و شنود ای ساقی

 


 

 
راديو گلها

 

همفكري
نظر خود را درباره قالب سايت اعلام بفرمائيد
 
ورود اعضا
دفعات دانلود نتها براي كاربران ثبت شده نامحدود است.



صفحه اي را كه دوست داريد با يكبار كليك بر روي  1+ در گوگل محبوب كنيد

آمار از تاريخ 90/05/17
کل بازدید کنندگان: 80098
کل صفحات بازدید شده: 295794
بازديد اين صفحه: 238
بازدید کنندگان امروز: 392
صفحات بازديد شده امروز: 1004
بازدید کنندگان دیروز: 453
صفحات بازديد شده ديروز: 1138
بیشترین بازديد كننده در روز: 610
بيشترين بازديد صفحه در روز: 2487
ميانگين بازدید کننده در روز: 402.94
ميانگين بازديد هر كاربر 3.69
افراد آنلاین: 3
بیشترین افراد آنلاین: 17
صفحات بازديد شده شما: 5
آمار سایت
اعضا : 497
محتوا : 402
لینک وب ها : 133