تالار گفتگو
دلنوشته ها...

برسان باده که غم روی نمود ای ساقی

میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 

 

برسان باده که غم روی نمود ای ساقی
این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی

حالیا عکس دل ما است در آیینه‌ی جام
تا چه رنگ آورد این چرخ کبود ای ساقی

دیدی آن یار که بستیم صد امید در او
چون به خون دل ما دست گشود ای ساقی

تیره شد آتش یزدانی ما از دم دیو
گرچه در چشم خود انداخته دود ای ساقی

تشنه ی خون زمین است فلک، واین مه نو
کهنه داسی است که بس کشته درود ای ساقی

منتی نیست اگر روز و شبی بیشم داد
چه ازو کاست و بر من چه فزود ای ساقی

بس که شستیم به خوناب جگر جامه ی جان
نه از او تار به جا ماند و نه پود ای ساقی

حق به دست دل من بود که در معبد عشق
سر به غیر تو نیاورد فرود ای ساقی

این لب و جام پی گردش می ساخته اند
ورنه بی می و لب جام چه سود ای ساقی

در فروبند که چون «سایه» در این خلوت غم
با کسم نیست سر گفت و شنود ای ساقی

 


 

 

اضافه‌ كردن نظر

جهت جلوگيري از فعاليت ربات هاي پيامگذار ، بين هر دو ارسال 60 ثانيه انتظار تعيين شده است.


راديو گلها

 

ورود اعضا
دفعات دانلود نتها براي كاربران ثبت شده نامحدود است.



صفحه اي را كه دوست داريد با يكبار كليك بر روي  1+ در گوگل محبوب كنيد

آمار از تاريخ 90/05/17
کل بازدید کنندگان: 124496
کل صفحات بازدید شده: 420292
بازديد اين صفحه: 175
بازدید کنندگان امروز: 164
صفحات بازديد شده امروز: 634
بازدید کنندگان دیروز: 525
صفحات بازديد شده ديروز: 1652
بیشترین بازديد كننده در روز: 690
بيشترين بازديد صفحه در روز: 2487
ميانگين بازدید کننده در روز: 433.55
ميانگين بازديد هر كاربر 3.38
افراد آنلاین: 1
بیشترین افراد آنلاین: 19
صفحات بازديد شده شما: 56
آمار سایت
اعضا : 711
محتوا : 415
لینک وب ها : 140